تغذیه دام و طیور
نوار احمد کاظم؛ محسن دانشیار؛ عباس نیکو؛ غلامرضا نجفی؛ سید میثم ابطحی فروشانی
چکیده
تحقیق حاضر با هدف بررسی اثر منابع مختلف مس (سولفات مس، مس متیونین، دی هیدروژن فسفات مس، کربوهیدرات مس و نانوذرات مس) بر عملکرد، خصوصیات لاشه، سیستم ایمنی و خصوصیات استخوان جوجههای گوشتی انجام شد. سیصد قطعه جوجه گوشتی نر یک روزه سویه راس 308 در قالب یک طرح کاملاً تصادفی با 5 تیمار و 6 تکرار 10 قطعهای استفاده گردید. تغذیه جیره حاوی مس متیونین، ...
بیشتر
تحقیق حاضر با هدف بررسی اثر منابع مختلف مس (سولفات مس، مس متیونین، دی هیدروژن فسفات مس، کربوهیدرات مس و نانوذرات مس) بر عملکرد، خصوصیات لاشه، سیستم ایمنی و خصوصیات استخوان جوجههای گوشتی انجام شد. سیصد قطعه جوجه گوشتی نر یک روزه سویه راس 308 در قالب یک طرح کاملاً تصادفی با 5 تیمار و 6 تکرار 10 قطعهای استفاده گردید. تغذیه جیره حاوی مس متیونین، دی هیدروژن فسفات مس و نانو ذرات مس باعث افزایش وزن بدن در مقایسه با تیمار شاهد شد. همچنین تغذیه با جیره حاوی مس متیونین و دی هیدروژن فسفات مس، ضریب تبدیل خوراک پایینتری نسبت به تیمار شاهد داشتند. وزن بورس فابرسیوس در جوجههای گوشتی که با جیره حاوی مس متیونین، دی هیدروژن فسفات مس و نانو ذرات مس تغذیه شدند، بهطور معنیدار بیشتر از تیمار شاهد بود. استفاده از مس متیونین در تغذیه جوجههای گوشتی باعث افزایش وزن و قطر استخوان درشتنی نسبت به سایر تیمارهای آزمایشی شد. استفاده از جیره حاوی دی هیدروژن فسفات مس و کربوهیدرات مس باعث افزایش ازدیاد حساسیت تأخیری در مقایسه با تیمار شاهد، مس متیونین و نانو ذرات مس شد. پاسخ SRBC در پرندگان تغذیه شده با مس متیونین، دی هیدروژن فسفات مس و کربوهیدرات مس بیشتر از پرندگان تغذیه شده با جیره شاهد و نانو ذرات مس بود. با توجه به اثر مثبت مس متیونین بر عملکرد و خصوصیات استخوان و اثر دی هیدروژن فسفات مس بر بهبود سیستم ایمنی، جایگزینی سولفات مس با این منابع آلی در تغذیه جوجههای گوشتی توصیه میشود.
تغذیه دام و طیور
زهرا بختیاری؛ حسن درمانی کوهی؛ محمد روستایی علی مهر
چکیده
.این تحقیق با هدف بررسی اثر روشهای مختلف فرآوری سبوسگندم بر عملکرد رشد، ریختشناسی روده، پارامترهای سرم و سیستم ایمنی در جوجههای گوشتی از سن 1 تا 42 روزگی انجام شد. تعداد 504 قطعه جوجه گوشتی نر یکروزه ( راس 308 با متوسط وزن44/0± 8/42) در قالب طرح کاملا تصادفی در 7 تیمار آزمایشی ( 6 تکرار12 قطعهای به ازاء هرتیمار) مورد استفاده قرار گرفت. ...
بیشتر
.این تحقیق با هدف بررسی اثر روشهای مختلف فرآوری سبوسگندم بر عملکرد رشد، ریختشناسی روده، پارامترهای سرم و سیستم ایمنی در جوجههای گوشتی از سن 1 تا 42 روزگی انجام شد. تعداد 504 قطعه جوجه گوشتی نر یکروزه ( راس 308 با متوسط وزن44/0± 8/42) در قالب طرح کاملا تصادفی در 7 تیمار آزمایشی ( 6 تکرار12 قطعهای به ازاء هرتیمار) مورد استفاده قرار گرفت. تیمارهای آزمایشی عبارت بودند از: جیره پایه، جیره پایه حاوی 3 و 6 درصد سبوسگندم، جیره پایه حاوی 3 و 6 درصد سبوسگندم اکسترود شده، جیره پایه حاوی 3 و 6 درصد سبوسگندم تخمیر شده با ساکارومایسس سرویزیه بودند. در طول دوره آزمایش، برای هر تکرار مصرف خوراک روزانه و افزایش وزن بدن اندازهگیری شدند و ضریب تبدیل خوراک محاسبه شد. تمامی تیمارهای آزمایشی، غلظت گلوکز سرم را در مقایسه با گروه کنترل کاهش دادند (01/0P <). سطح کلسترول، اسیداوریک، آلبومین، پروتئین تام و فعالیت آنزیم آسپارتاتآمینوترنسفراز در همه گروههای آزمایشی نسبت به گروه شاهد افزایش معنیداری داشت (01/0P <). به طور کلی، بهبود نسبت ارتفاع پرز به عمق کریپت در گروه دریافت کننده سبوسگندم تخمیری 3 درصد و سبوسگندم اکسترود 3 درصد در مقایسه با شاهد مشاهده شد (05/0P ). نتایج این تحقیق نشان داد که نسبت ارتفاع پرز به عمق کریپت که دلالت بر سطح جذب دارد در تیمار حاوی 3 درصد سبوس گندم تخمیری و اکسترود شده بهبود یافت و استفاده از سبوسگندم تا سطح 6 درصد فرآوری شده یا غیر فرآوری شده تاثیر منفی بر عملکرد و ویژگیهای لاشه نداشت
تغذیه دام و طیور
پوریا دادور؛ نجمه کارگر برزی
چکیده
هدف از انجام این مطالعه ارزیابی قابلیت هضم آزمایشگاهی و تجزیه پذیری سیلاژ کنگرفرنگی با سطوح مختلف دانه جو آسیاب شده در مقایسه با سیلاژ ذرت بود. بدین منظور علوفه کنگرفرنگی به همراه سطوح صفر، 5 و 10 درصد دانه جو آسیاب شده به مدت 60 روز سیلو گردید. قابلیت هضم سیلاژهای آزمایشی به روش هضم دو مرحله ای تیلی و تری انجام شد. برای تعیین تجزیهپذیری ...
بیشتر
هدف از انجام این مطالعه ارزیابی قابلیت هضم آزمایشگاهی و تجزیه پذیری سیلاژ کنگرفرنگی با سطوح مختلف دانه جو آسیاب شده در مقایسه با سیلاژ ذرت بود. بدین منظور علوفه کنگرفرنگی به همراه سطوح صفر، 5 و 10 درصد دانه جو آسیاب شده به مدت 60 روز سیلو گردید. قابلیت هضم سیلاژهای آزمایشی به روش هضم دو مرحله ای تیلی و تری انجام شد. برای تعیین تجزیهپذیری شکمبهای سیلاژهای آزمایشی به روش کیسهنایلونی از سه رأس گاو نر دارای فیستولای شکمبه ای استفاده شد. نتایج نشان داد که میزان پروتئین، pH و تانن سیلاژ کنگرفرنگی با افزودن دانه جو آسیابشده به طور معنی داری کاهش یافت (01/0>P). قابلیت هضم ماده خشک در سیلاژ کنگرفرنگی حاوی 10 درصد دانه جو آسیاب شده نسبت به سایر تیمارهای آزمایشی بیشتر بود (01/0>P). قابلیت هضم ماده آلی سیلاژ ذرت و سیلاژ کنگرفرنگی حاوی 10 درصد دانه جو آسیاب شده در مقایسه با سایر تیمارها بالاتر بود (01/0>P). بیشترین انرژی قابل متابولیسم در سیلاژ کنگرفرنگی حاوی 10 درصد دانه جو آسیاب شده مشاهده شد. بخش های سریع تجزیه، کند تجزیه و پتانسیل تجزیه برای ماده خشک و بخش های کند تجزیه و پتانسیل تجزیه برای پروتئین خام با افزایش سطح دانه جو در سیلاژهای کنگرفرنگی افزایش یافت (05/0>P). بهطور کلی افزودن دانه جو آسیاب شده به سیلاژ کنگرفرنگی موجب بهبود کیفیت و ترکیب شیمیایی سیلاژ شده و قابلیت هضم و تجزیه پذیری آن را افزایش داد.
فیزیولوژی دام و طیور
سید مجتبی موسوی؛ حسن بهرام پور
چکیده
غلظت پایین پروژسترون پس از جفتگیری باعث تولید رویانهای کوچک و نارس میشود و نرخ مرگومیر رویان را افزایش میدهد. هدف از این آزمایش، بررسی تأثیر تزریق هورمون GnRH و هورمون PMSG پس از تلقیح بر عملکرد تولیدمثلی میشها در فصل غیرتولیدمثلی بود. به این منظور، 75 رأس میش نژاد لری با استفاده از برنامه 12 روزه اسفنج گذاری، همزمانسازی فحلی ...
بیشتر
غلظت پایین پروژسترون پس از جفتگیری باعث تولید رویانهای کوچک و نارس میشود و نرخ مرگومیر رویان را افزایش میدهد. هدف از این آزمایش، بررسی تأثیر تزریق هورمون GnRH و هورمون PMSG پس از تلقیح بر عملکرد تولیدمثلی میشها در فصل غیرتولیدمثلی بود. به این منظور، 75 رأس میش نژاد لری با استفاده از برنامه 12 روزه اسفنج گذاری، همزمانسازی فحلی شدند. در روز چهارم پس از تلقیح، میشها بهطور تصادفی در سه گروه آزمایشی قرار گرفتند. گروههای اول، دوم و شاهد به ترتیب پنج میلیلیتر هورمون GnRH ، 300 واحد بینالمللی هورمون PMSG و یک میلیلیتر محلول سالین بهصورت عضلانی دریافت کردند. در روز 14 پس از تلقیح، غلظت هورمون پروژسترون اندازهگیری شد و در روز 40 پس از تلقیح، وضعیت آبستنی میشها موردبررسی قرار گرفت. در پایان، فرآسنجههای تولیدمثلی ثبت گردید و تحلیل دادههای با استفاده از نرمافزار SAS انجام شد. نتایج نشان داد که نرخ باروری و نرخ تزاید گله در میشهای تحت درمان با هورمون GnRH (به ترتیب 68 درصد و 76/0) بهطور معنیداری (05/0P<) بیشتر از میشهای تحت درمان با هورمون PMSG (به ترتیب 36 درصد و 48/0) و میشهای گروه شاهد (به ترتیب 32 درصد و 32/0) بود. علاوه بر این، تزریق هورمونهای GnRH و PMSG در روز 14 پس از تلقیح، غلظت هورمون پروژسترون را در مقایسه با گروه شاهد، بهطور معنیداری افزایش داد. بهطورکلی، نتایج این تحقیق نشان داد که تزریق GnRH، بهبود قابل توجهی در نرخ برهزایی و تزاید گله در میشهای نژاد لری در فصل غیر تولیدمثلی ایجاد میکند.
مدیریت پرورش دام و طیور
مهدی خجسته کی؛ مجید کلانتر نیستانکی؛ فریبرز صادقی؛ محمد یگانه پرست؛ سونیا زکی زاده چوبتراش؛ علی جوانروح؛ صابر جلوخانی نیارکی
چکیده
تحقیق حاضر با هدف بررسی بازده تولیدی و تولیدمثلی گوسفندان زندی و کلکوهی در سامانه عشایری استان قم انجام شد. به این منظور صفات تولیدی و تولیدمثلی دام در 11 گلۀ گوسفند زندی و 15 گلۀ گوسفند کلکوهی به مدت یک سال ثبت و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. درصد زایش، درصد تولید بره، درصد دو قلوزایی و درصد تلفات برهها قبل از شیرگیری درگوسفند زندی به ...
بیشتر
تحقیق حاضر با هدف بررسی بازده تولیدی و تولیدمثلی گوسفندان زندی و کلکوهی در سامانه عشایری استان قم انجام شد. به این منظور صفات تولیدی و تولیدمثلی دام در 11 گلۀ گوسفند زندی و 15 گلۀ گوسفند کلکوهی به مدت یک سال ثبت و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. درصد زایش، درصد تولید بره، درصد دو قلوزایی و درصد تلفات برهها قبل از شیرگیری درگوسفند زندی به ترتیب 11/7±30/90، 78/1±71/107، 07/3±40/15 و 36/4±63/10 و در گوسفند کلکوهی به ترتیب 41/10±52/91، 59/0±63/102، 16/2±27/5 و 61/7±84/21 برآورد گردید. مجموع وزن بره از شیرگرفته به ازای هر رأس میش زایش کرده در گلههای زندی و کلکوهی به ترتیب 56/20 و 91/14 کیلوگرم برآورد شد. عشایر پرورش دهنده گوسفند زندی و کلکوهی بهترتیب به مدت 85/4 و 45/5 ماه از سال خوراک مورد نیاز دام خود را خریداری مینمودند. خلوص نژاد در اغلب گلههای عشایری بهویژه گلههای کلکوهی در معرض تهدید قرار داشت و فراوانی دام آمیخته در گوسفندان کلکوهی و زندی 3/33 و 3/24 درصد برآورد شد. به طورکلی، عملکرد تولیدی و تولید مثلی گلههای عشایری پرورش دهنده گوسفند زندی نسبت به گوسفند کلکوهی بهتر بود، اما محدودیتهای محیطی بهویژه کمبود خوراک و تلفات قابل توجه برهها در طول سال بر بازده تولیدی و تولید مثلی تمام گلههای عشایری استان تأثیر منفی داشت.
تغذیه دام و طیور
علیرضا فرهادی؛ محمد شریفی
چکیده
مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر سطوح مختلف پودر سیر بر عملکرد، پارامترهای تخمیر شکمبه، قابلیت هضم مواد مغذی، فراسنجههای خونی و بازده اقتصادی در برههای پرواری انجام شد. بدین منظور از تعداد ۲۴ رأس بره نر پرواری شال، با میانگین وزن اولیه 67/1± 34/26 کیلوگرم در قالب طرح کاملاً تصادفی با ۴ تیمار و ۶ تکرار استفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل ...
بیشتر
مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر سطوح مختلف پودر سیر بر عملکرد، پارامترهای تخمیر شکمبه، قابلیت هضم مواد مغذی، فراسنجههای خونی و بازده اقتصادی در برههای پرواری انجام شد. بدین منظور از تعداد ۲۴ رأس بره نر پرواری شال، با میانگین وزن اولیه 67/1± 34/26 کیلوگرم در قالب طرح کاملاً تصادفی با ۴ تیمار و ۶ تکرار استفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل تیمار شاهد (بدون پودر سیر) و تیمارهای حاوی 20، 40 و 60 گرم در کیلوگرم بر اساس ماده خشک پودر سیر در جیره بودند. نتایج نشان داد که استفاده از جیره حاوی 40 و 60 گرم در کیلوگرم پودر سیر باعث افزایش در افزایش وزن کل و میانگین افزایش وزن روزانه نسبت به تیمار شاهد شد (05/0>P). قابلیت هضم ماده خشک، ماده آلی و پروتئین خام به طور معنیدار در تیمارهای 40 و 60 گرم پودر سیر بیشتر از تیمار شاهد و 20 گرم پودر سیر بود (05/0>P). در برههای تغذیه شده با 40 و 60 گرم پودر سیر غلظت کل اسیدهای چرب فرار و پروپیونات نسبت به تیمار شاهد افزایش یافت اما نسبت استات به پروپیونات به طور معنیدار کاهش یافت (05/0>P). سطوح مختلف پودر سیر باعث افزایش غلظت ایمونوگلوبین G و M شدند. هزینه خوراک به ازای هر کیلوگرم افزایش وزن بدن در تیمارهای 20، 40 و 60 گرم پودر سیر به ترتیب 75/1، 43/6 و 60/7 درصد کاهش یافت. بنابراین میتوان از پودر سیر به عنوان افزودنی غذایی برای بهبود عملکرد و ارتقای سلامت برههای پرواری تا سطح 60 گرم در کیلوگرم خوراک استفاده نمود.
فناوری های نو در پرورش دام و طیور
میثم حیدریان؛ امیر میمندی پور؛ یحیی ابراهیم نژاد؛ سید عبدالله حسینی؛ محمد حسین بنابازی
چکیده
این آزمایش برای انتخاب بهترین ترکیب محرک رشد با استفاده از اسانس آویشن و پونه کوهی (کپسوله/غیرکپسوله) همراه با/بدون پروبیوتیک در جیره جوجههای گوشتی انجام شد. ۸۴۰ جوجه راس ۳۰۸ بهصورت تصادفی در ۷ تیمار (۵ تکرار، ۲۴ پرنده در هر تکرار) تقسیم شدند. تیمارها شامل: 1) جیره پایه (شاهد) 2) جیره پایه + ۱۰ میلیگرم آنتیبیوتیک آویلامایسین 3) جیره ...
بیشتر
این آزمایش برای انتخاب بهترین ترکیب محرک رشد با استفاده از اسانس آویشن و پونه کوهی (کپسوله/غیرکپسوله) همراه با/بدون پروبیوتیک در جیره جوجههای گوشتی انجام شد. ۸۴۰ جوجه راس ۳۰۸ بهصورت تصادفی در ۷ تیمار (۵ تکرار، ۲۴ پرنده در هر تکرار) تقسیم شدند. تیمارها شامل: 1) جیره پایه (شاهد) 2) جیره پایه + ۱۰ میلیگرم آنتیبیوتیک آویلامایسین 3) جیره پایه + ۲۰۰ میلیگرم/کیلوگرم اسانس کپسوله 4) جیره پایه + ۲۰۰ میلیگرم/کیلوگرم اسانس غیرکپسوله 5) جیره پایه + ۲۰۰ میلیگرم پروبیوتیک Pronigeb® حاوی لاکتوباسیلوس روتری، پدیوکوکوس اسیدی لاکتیسی و باسیلوس سوبتیلیس با تراکم ۱۰^۹ CFU/gr 6) جیره پایه + پروبیوتیک Pronigeb® + اسانس غیرکپسوله 7) جیره پایه + پروبیوتیک + Pronigeb®اسانس کپسوله. صفات مورد ارزیابی شامل وزن بدن، مصرف خوراک، ضریب تبدیل غذایی، زندهمانی، درصد لاشه، عیار آنتیبادی آنفلوآنزا، شاخص تنش (نسبت هتروفیل به لنفوسیت) و IgG بود. دادهها با روش Topsis تحلیل شدند. نتایج نشان داد گروه تغذیه شده با پروبیوتیک + Pronigeb®اسانس آویشن و پونه کوهی کپسوله شده بالاترین امتیاز مدیریتی سیستم Topsis (7278/0) را کسب کرد و این ترکیب بهعنوان افزودنی بهینه در جیره پیشنهاد میشود. مصرف این ترکیب سبب بهبود معناداری در عملکرد رشد و ایمنی جوجه های گوشتی شد.
تغذیه دام و طیور
وحید فدایی مولودی؛ کاظم کریمی؛ جعفر فخرایی؛ ناصر کریمی؛ قباد عسگری
چکیده
این پژوهش با 40 رأس گوساله نر و ماده شیرخوار هلشتاین در یک آزمایش فاکتوریل (2×2) در قالب طرح کاملاَ تصادفی با 4 تیمار و با مدل دادههای تکرار شده در واحد زمان انجام شد. تیمارها شامل: 1) شاهد (خوراک آغازین)، 2) شاهد + 5 % کنجاله کنجد، 3) شاهد + 5 % کنجاله سیاهدانه و 4) شاهد + 5 % از دو کنجاله بودند. صفات عملکرد رشد (وزن بدن و افزایش وزن روزانه و ابعاد ...
بیشتر
این پژوهش با 40 رأس گوساله نر و ماده شیرخوار هلشتاین در یک آزمایش فاکتوریل (2×2) در قالب طرح کاملاَ تصادفی با 4 تیمار و با مدل دادههای تکرار شده در واحد زمان انجام شد. تیمارها شامل: 1) شاهد (خوراک آغازین)، 2) شاهد + 5 % کنجاله کنجد، 3) شاهد + 5 % کنجاله سیاهدانه و 4) شاهد + 5 % از دو کنجاله بودند. صفات عملکرد رشد (وزن بدن و افزایش وزن روزانه و ابعاد بدن)، میزان مصرف خوراک، بازده مصرف خوراک و بازده مصرف مواد مغذی خوراک (ماده خشک، انرژی و پروتئین) بررسی شدند. اثر تیمارهای حاوی کنجاله کنجد و سیاهدانه بر بهبود صفات رشد معنیدار بود (05/0>p). اثر متقابل سیاهدانه×کنجد بر وزن بدن در اواسط و انتهای دوره (به ترتیب 14/5 و 88/5 درصد)، بر میانگین افزایش وزن ماه اول، ماه دوم و کل دوره (به ترتیب 80/7، 85/7 و 82/7 درصد)، میانگین افزایش وزن روزانه (81/7 درصد) و ابعاد بدنی گوسالهها به طور معنیدار بیشتر از بقیه تیمارها بود (05/0>p). مصرف ماده خشک خوراک جامد در تیمارهای حاوی کنجاله سیاهدانه و کنجد افزایش یافت و برای تیمار مخلوط مشابه تیمار شاهد بود. میانگین کلی بازده مصرف ماده خشک و ضریب تبدیل غذایی تیمارهای آزمایشی به ترتیب 95/8 و 60/8 درصد بهتر از شاهد بودند (05/0>p). میزان مصرف انرژی و پروتئین تیمار شاهد بیشتر ولی بازده مصرف انرژی و پروتئین آن کمتر از بقیه تیمارها بود (05/0>p). استفاده از مخلوط دو کنجاله در خوراک آغازین گوسالهها باعث بهبود صفات رشد و بازده مصرف مواد مغذی جیره شد.
تغذیه دام و طیور
مونا سلیقه؛ محمدحسن فتحی نسری؛ مهدی گنج خانلو؛ محبوبه سرابی جماب
چکیده
این مطالعه بهمنظور بررسی کاهش انتقال آفلاتوکسینB1خوراک، به شیر بزهای تغذیه شده با بتاگلوکان دیواره سلولی مخمر نانوایی به صورت خالص و در ترکیب با بنتونیت انجام شد. تعداد 18 رأس بز شیری مهابادی با وزن اولیه 93/4±15/47 کیلوگرم به سه گروه آزمایشی با شش تکرار اختصاص یافتند. گروههای آزمایشی شامل:1) شاهد (جیره حاوی 25 میکروگرم بر کیلوگرم آفلاتوکسین ...
بیشتر
این مطالعه بهمنظور بررسی کاهش انتقال آفلاتوکسینB1خوراک، به شیر بزهای تغذیه شده با بتاگلوکان دیواره سلولی مخمر نانوایی به صورت خالص و در ترکیب با بنتونیت انجام شد. تعداد 18 رأس بز شیری مهابادی با وزن اولیه 93/4±15/47 کیلوگرم به سه گروه آزمایشی با شش تکرار اختصاص یافتند. گروههای آزمایشی شامل:1) شاهد (جیره حاوی 25 میکروگرم بر کیلوگرم آفلاتوکسین B1 بر حسب ماده خشک)،2) شاهد + 3 گرم در روز بتاگلوکان و3) شاهد+ 6/0گرم در روز بتاگلوکان + 4/2 گرم در روز بنتونیت تجاری بود. پس از یک هفته سازگاری، همه بزها یک چالش خفیف 14 روزه با آفلاتوکسین B1را تجربه کردند که طی آن مصرف ماده خشک، راندمان مصرف خوراک، تولید و ترکیب شیر، غلظت آفلاتوکسینM1 شیر و فراسنجههای خونی آنها ارزیابی شد. نتایج نشان دادند وزن اولیه و نهایی، تولید شیر و ترکیب آن، مصرف ماده خشک و راندمان مصرف خوراک در گروههای مختلف مشابه بود. غلظت نیتروژن اوره خون، آلانین ترانسآمیناز، آسپارتات ترانسآمیناز و آلکالینفسفاتاز در گروههای مختلف نسبت به گروهشاهد تغییر یافت (P< 0.05). همچنین افزودن هردو نوع جاذب سم به جیره بزها، سبب کاهش معنیداری در درصد انتقال، غلظت و ترشح آفلاتوکسینM1، نسبت به گروه شاهد شد. به طور کلی، نتایج این مطالعه نشان دادند که ترکیب بتاگلوکان و بنتونیت با نسبت مشخص شده در این تحقیق توانایی جذب آفلاتوکسینB1 را مشابه با بتاگلوکان خالص دارد و میتواند غلظت آفلاتوکسینM1 شیر را به یک میزان کاهش دهد؛ بنابراین ترکیب بتاگلوکان و بنتونیت به عنوان یک جاذب مقرونبهصرفه آفلاتوکسینB1 نسبتبه بتاگلوکانخالص در جیرهدامها قابلتوصیه است.
تغذیه دام و طیور
نادیا کمالی؛ مرتضی خداقلی،؛ حمید سیروسی؛ احمد صادقی پو؛ فاطمه احمدلو
چکیده
این پژوهش با هدف ارزیابی عملکرد علوفه و کیفیت تغذیهای نُه اکسشن شبدر توتفرنگی (Trifolium fragiferum L.) در شرایط مزرعهای ایران انجام شد. آزمایش در ایستگاه تحقیقاتی البرز با آمادهسازی خاک، کشت ردیفی، آبیاری قطرهای و کوددهی پایه (۲۰۰ کیلوگرم فسفره و ۱۰۰ کیلوگرم نیتروژنه در هکتار) اجرا شد. صفات عملکرد علوفه تر و خشک و شاخصهای کیفیت علوفه ...
بیشتر
این پژوهش با هدف ارزیابی عملکرد علوفه و کیفیت تغذیهای نُه اکسشن شبدر توتفرنگی (Trifolium fragiferum L.) در شرایط مزرعهای ایران انجام شد. آزمایش در ایستگاه تحقیقاتی البرز با آمادهسازی خاک، کشت ردیفی، آبیاری قطرهای و کوددهی پایه (۲۰۰ کیلوگرم فسفره و ۱۰۰ کیلوگرم نیتروژنه در هکتار) اجرا شد. صفات عملکرد علوفه تر و خشک و شاخصهای کیفیت علوفه (CP، DMD، WSC، ADF، ASH، CF، NDF، Ca، P) اندازهگیری و با آزمون دانکن مقایسه شدند. نتایج نشان داد اکسشن ۳۰۵ (اصفهان) با تولید 402/11 و 240/10 کیلوگرم در هکتار علوفه تر و خشک، برترین عملکرد علوفه را داشت. از نظر کیفیت علوفه، اکسشن ۳۰۶ (تبریز) با بیشینه قابلیت هضم ماده خشک (19/72 درصد) و کمینه فیبر ADF (16/18 درصد) بالاترین ارزش تغذیهای را ارائه کرد، مقدار پروتئین خام در اکسشنها از ۲۱/۱۲ درصد (اکسشن ۳۰۳، استرالیا) تا ۱۴/۱۹ درصد (اکسشن ۳۰۶، تبریز) متغیر بود (میانگین ۹۵/۱۴ درصد). قابلیت هضم ماده خشک (DMD) دامنه وسیعی از ۹۴/۵۳ درصد (اکسشن ۳۰۱) تا ۱۹/۷۴ درصد (اکسشن ۳۰۶) نشان داد.
تغذیه دام و طیور
علیرضا آقاشاهی؛ علیرضا اشکواری؛ حسن فضایلی؛ حسن خمیس آبادی؛ پیروز شاکری؛ مهدی افتخاری
چکیده
هدف از اجرای این آزمایش بررسی اثر جایگزینی سیلاژ قصیل تریتیکاله با سیلاژ قصیل مخلوط تریتیکاله-نخود-جو (سیلاژ مخلوط) در تغذیه گوسالههای نر پرواری بر عملکرد دام از نظر خوراک مصرفی، گوارشپذیری، افزایش وزن روزانه، فراسنجههای خونی و ارزیابی اقتصادی بود. در این آزمایش 20 رأس گوساله نر پرواری نژاد هلشتاین و نژاد آمیخته هلشتاین-مونتبیلیارد ...
بیشتر
هدف از اجرای این آزمایش بررسی اثر جایگزینی سیلاژ قصیل تریتیکاله با سیلاژ قصیل مخلوط تریتیکاله-نخود-جو (سیلاژ مخلوط) در تغذیه گوسالههای نر پرواری بر عملکرد دام از نظر خوراک مصرفی، گوارشپذیری، افزایش وزن روزانه، فراسنجههای خونی و ارزیابی اقتصادی بود. در این آزمایش 20 رأس گوساله نر پرواری نژاد هلشتاین و نژاد آمیخته هلشتاین-مونتبیلیارد با میانگین وزنی 5/43 ± 286 کیلوگرم بهطور تصادفی به دو گروه همگن تقسیم شدند. هر گروه با یکی از جیرههای آزمایشی تغذیه شدند. استفاده از سیلاژ مخلوط در جیره گوسالههای پرواری باعث افزایش مصرف ماده خشک (0001/0>P)، پروتئین خام (0219/0=P) و الیاف نامحلول در شوینده خنثی (0252/0=P) شد. گوارشپذیری مواد مغذی در گروه تغذیه شده با سیلاژ مخلوط در مقایسه با تریتیکاله بالاتر بود (0001/0>P). میزان افزایش وزن روزانه گوسالههای آزمایشی در گروه با سیلاژ مخلوط بالاتر (0166/0=P) بود. با توجه به مصرف کمتر خوراک در تیمار تریتیکاله مقدار نسبت تبدیل خوراک در تیمار تریتیکاله بهتر بود (0485/0=P). استفاده از سیلاژ مخلوط در جیره باعث افزایش کلسترول و اوره در خون گوسالهها شد (0001/0>P). گوسالههای با تیمار سیلاژ مخلوط، درآمد حاصل از فروش دام به صورت زنده بالاتر (0001/0>P) بود اما به دلیلقیمت بالاتر هر کیلوگرم خوراک و مصرف بالاتر ماده خشک در تیمار سیلاژ مخلوط، باعث حصول سود یکسان در دو تیمار شد. در مجموع، نتایج این تحقیق بر روی گوسالههای نر پرواری نشان داد که استفاده از سیلاژ مخلوط اگرچه سبب بهبود مصرف خوراک و گوارشپذیری مواد مغذی جیره شد، اما بازده اقتصادی بالاتری را برای پرواربندی گوساله به همراه نداشت.
تغذیه دام و طیور
هادی علاقبند یک؛ رضا میرشکار؛ محمود شمس شرق؛ سیدرضا هاشمی
چکیده
در پژوهش حاضر اثر طول مدت مصرف روغن کتان بر عملکرد رشد، چربی بطنی، برخی فراسنجههای خونی و مورفولوژی دئودنوم بلدرچین ژاپنی ارزیابی شد. تعداد 540 بلدرچین ژاپنی (مخلوط دو جنس) در قالب یک آزمایش کاملا تصادفی با 6 تیمار، 6 تکرار و 15 قطعه پرنده در هر تکرار مورد مطالعه قرار گرفتند. تیمارها بر پایه جایگزینی هفتگی روغن آفتابگردان با روغن کتان ...
بیشتر
در پژوهش حاضر اثر طول مدت مصرف روغن کتان بر عملکرد رشد، چربی بطنی، برخی فراسنجههای خونی و مورفولوژی دئودنوم بلدرچین ژاپنی ارزیابی شد. تعداد 540 بلدرچین ژاپنی (مخلوط دو جنس) در قالب یک آزمایش کاملا تصادفی با 6 تیمار، 6 تکرار و 15 قطعه پرنده در هر تکرار مورد مطالعه قرار گرفتند. تیمارها بر پایه جایگزینی هفتگی روغن آفتابگردان با روغن کتان در جیره بلدرچین ژاپنی طراحی شدند. نتایج نشان داد طول دوره مصرف روغن کتان تأثیر معنیداری بر افزایش وزن نداشت. بالاترین میانگین مصرف خوراک مربوط به تیمار دریافتکننده روغن کتان در دوره سنی ۱۵ تا ۳۵ روزگی بود. بهترین ضریب تبدیل غذایی در تیمار تغذیهشده با روغن کتان در دوره ۲۹ تا ۳۵ روزگی مشاهده شد. مصرف روغن کتان و افزایش طول دوره مصرف آن، چربی بطنی بلدرچینها را بهطور معنیداری کاهش داد. سطوح گلوکز، پروتئین کل، گلوبولین و اسید اوریک خون بهطور معنیداری تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار گرفت، در حالی که سطح آلبومین اختلاف آماری معنیداری نداشت. مصرف روغن کتان باعث افزایش در عرض پرز ناحیه دئودنوم شد، لیکن سطح جذب پرز تحت تاثیر قرار نگرفت. نتایج این پژوهش نشان داد جایگزینی روغن آفتابگردان با روغن کتان در جیره بلدرچینهای ژاپنی علاوه بر بهبود ضریب تبدیل غذایی (بهویژه در اواخر دوره پرورش) و کاهش چربی بطنی، تنظیم شاخصهای متابولیک خون را نیز بههمراه داشت. تغییرات مطلوبی در ریختشناسی روده (افزایش عرض پرزها) ایجاد نمود، هرچند بر سطح جذبی تأثیر نداشت. این یافتهها نشاندهنده پتانسیل روغن کتان در بهبود کارایی تولید و سلامت پرنده است.